انشا درمورد صدای لالایی مادر|صدای لالایی مادر چه حسی دارد|انشا درمورد صدای لالایی مادر پایه هشتم  

انشا درباره صداي باران
انشا درمورد صداي لالايي مادر پایه هشتم
حس و حال صداي لالايي مادر
صداي لالايي مادر چه حسی دارد

توصیف صداي لالايي مادر
انشادرموردصداي لالايي مادر
انشا درباره صداي وزش شدید باد
انشا درباره اهنگ سرود ملی



 


دفتر انشا

ادامه مطلب  

عشق مادر  

مادر ای دریای مهر و عاطفه/مادر ای مهر و وفا را قافله
 
مادر ای نور و فروغِ دیده ام/مادر ای اکرامِ تو صد نافله
 
مادر ای مویَت سپید از جَورِ من/مادر ای عشقت مرا بیش از همه
 
مادر ای همپایِ من غمخوار من/مادر ای جانت دهیم بی واهمه
 
مادر ای صبرت نکو همچون ایوب/مادر ای دامان و دل بی شائبه
 
مسعود پایدارفر

ادامه مطلب  

 

بپاخیز ای دل غافل،برو خدمت به مادر کنبه وقت پیری و ماندن،کمی شفقت به مادر کن
تو طفلی ناتوان بودی،نه این بودی نه آن بودینه از اول جوان بودی،بیا محنت به مادر کن
بجز آغوش گرم او،صداي ناز و نرم اونبود بی او تو را کوکو،شبی رحمت به مادر کن
اگر خواهی تو جنت را،شفاعت از محمد رابیا از من شنو جانا،تو هم همت به مادر کن
به قرآن شأن او والا،به آیه آیه ی زیباندارد مثل او همتا،برو خدمت به مادر کن
منم آن شاعر مسکین که دارم مادر پیریبه هر جایی که میباشی،کمی زح

ادامه مطلب  

مادر  

مادر 
بی تو تنها و غریبم اتاق خالی ام بی تو چه سرده
مادر
مادر خوب و قشنگم بدون تو دل من پر درده
فضای خونه بی بوی تو هیچه
صداي تو هنوز اینجا می پیچه
مادر
هنوزم تو دلم تموم قصه هات جوونه
خاله سوسکه دیگه شعر آشتی مثه قدیما نمی خونه
مادر
شبا با صداي لالايي های تو خوابیدم
لالايي مادرم حالا نوبت توست
تو بخواب امیدم
مادر
 

ادامه مطلب  

زیبا ترین صدای دنیا  

لالايي بخواب گل نازم لالايي ،آروم بگیر دخترم بخواب گل نازم ،آروم باش مامانی 
این حرفا ،حرفای هیچ کس نیست جز حرفای یه مادر 
همون مادری که نه ماه توی شکمش بودیم ،همون مادری که خواب و خوراک وچند سالی ازش گرفتیم 
همون مادری که زندگیش رو به پای ما ریخت ،همون مادری که همه دنیاش ماییم 
همون مادری که مدام نگرانمونه ،نگران آیندمون ،نگران زندگیمون ،نگران روحیمون 
همون مادری که اگه خط روی صورتمون بیفته انگار همه ی دنیارو ازش گرفتن 
همون مادری که آرز

ادامه مطلب  

دریاب مرا مادر  

 
 
 
ای بر سر بالینم، همواره دعا مادر 
 
دشت دعایی تو ،سجاده گشا مادر
 
ای اشک نگاهت ،گویای صد اندوه
 
تنهایی وبی خوابی ،دیدی چه جفا مادر
 
تو مادر احساسی،من کودک نا آرام
 
وقت اذان شد، برخیز و ثنا مادر
 
غم های تو قلبم بشکست در این عالم 
 
غم تو بر قلبم مخزن شرم و حیا مادر 
 
از نامهری یاران در پیش تو می گیرم 
 
ای مظهر زیبایی ، آن در وفا مادر
 
با یاسمن و شبنم در پیش تو می میرم
 
من کویر تشنه ،باران خدا مادر 
 
ای زمزمه بر لب ها در عالم بی مهری 
 
ه

ادامه مطلب  

مادر  

دلم خوش است به پنجره ی نیمه باز دلی که
هر صبح باغچه اش را مادر آبیاری می کند
مادر بهتر از گل است
بهتر از برگ درختان اقاقی
هر روز از نگاهی تازه تر باید دید او را
مادر صبح است
مادر روشنایی است
مادر اقیانوس صبر است
مادر خدای لحظه های من است
مادر عصای دستان من است
با من شاد می شود
با من غمگین
مادر حسی است که می گنجد میان تارو پود تنم
جمله سازی که تمام شد
آخرین جمله این بود
قدر مادرهایتان را بدانید
من مادر ندارم

ادامه مطلب  

تقدیم به مادر عزیزم  

نیمه شب طی شد به هنگام سحر
یاد او آمد دوباره در سرم 
نغمه ی لالايي شیرین او
خاطرات و یاد عشق مادرم 
عطر مادر پر شده در خانه ام 
مهد غمها آن رفیق بی کلک 
او که وصف عشق بی آلایشش 
میرود از خانه تا اوج فلک 
با غم و با غصه ها هم بسترم 
از همان روزی که مادر پر کشید 
کوه غمها شد هم آغوش دلم 
قلب من مینای ماتم را چشید 
یاد آغوش پر از آرامشش
تا ابد تسکین غمهای من است 
آن نوازشها و مهر مادرم 
کعبه ی عشق است و رویای من است 
مادرم با رفتنت پشتم شکست 
رفتی و دی

ادامه مطلب  

مادر  

مادرسلطان غم چشم و چراغم مادر تنها گل گلزار باغم مادربعد از خدا تنها امیدم مادر من با دعایت روسفیدم مادرمادر پرستار دلم ای روشنی بخشو چراغ منزلممادر پرستار دلم ای روشنی بخشو چراغ منزلمدر قلب منی این آرزوی آخر است گویند بهشت در زیر پای مادرستای وای من قدر تورا نشناختم من را ببخش تنها به خود پرداختممادر پرستار دلم ای روشنی بخشو چراغ منزلممادر پرستار دلم ای روشنی بخشو چراغ منزلمتو با بدی یم ساختی و سوختی تنها چراغ خانه را افروختیهر جمعه ها چش

ادامه مطلب  

مادر  

یه عمری گذشت من شدم اینیه پسر سرکش و شیطون و جینیادمه میگن هرچقد بزرگ شی هر چقد شر شی باز همون پسرشیچه خوب چه بد چه خوشگل چه زشتتو باز پسر مادرتی اونکه گذاشت خشت رو خشتتو بمن عشقو یاد دادی یاد منمن که از هیچی بودنم رسوندی سربلندکاری ندارم موهات سفید یا سیاه مادرتو برام یه عمر یه عمر دنیایی مادرهر کاری کنم جبران نمیشه خوبیاتچه تو گهواره چه بغلت چه دور از تو مادرهرچه طول بکشه برگردم کنارت تو تو همون ملکه دنیامی مادرهرچی نگاه کنم دورمو وقتو نمی

ادامه مطلب  

یادگار مادر  

بااشک من بشویمزخم تنتبرادراےماہ پارہ ےمناےیادگار مادرسربر بدن ندارے تابوسہ اےستانماز آنلب چو لعلتاے یادگار مادراےنور دیدہ ےمناے تک ستارہ برخیزبستر چرا زخاک است اے یادگار مادردر آسمان دو خورشید در ظھرجاودانے
باکودکان چہ گویم اے یادگار مادرقرآن بہ نیزہ خوانے اسرار حق بدانےدر دانہ ےپیمبر اے یادگار مادربامدعےچہ حاجت اسرارعشق ومستےمن خود بہ دیدہدیدماے یادگار مادر بھنام بھامین
عاشورا ۱۴۳۸

ادامه مطلب  

 

وقتی تو زندگی باحیله ونیرنگی از سوی مادرم مواجه میشم به خودم میگم خوش به حال اونایی که مادر ندارن اونایی که مادر ندارن همیشه تو ذهنشون مادرشونو طوری تصور می کنن که انگار بهترین مادر دنیاست تو رویاهشون مهربونترین مادر دنیا رو دارن کاش منم مادر نداشتم

ادامه مطلب  

یازهرا  

یافاطمه زهرا امشب خبر داری چطور دلم شکست.چطور صدات زدم
یازهرا.مادرجان حرف دلمم گفتم بهت
بی انصافیه امشب دیگه حاجتمو بشنویو روا کنی مادر جان.
تورو به این روز عزیز که توهم چشم انتظار فرزندتی..
امشب هیچوقت ازیادم نمیره مادر جان...
مادر جان فرداشب شام غریبان دردونه حسینته.مادر جااااااان دلم پره مادر.چرا صدام نمیرسه ب گوشت.نکنه ازم دلخوری مادر مهربون
مادر امشب اسمتو گفتمو انگار یه کوه رو تویه انگشت جابجا کردم.چقد خوب بوده توهرچیزی اسمتو اوردن,چق

ادامه مطلب  

سه نقطه......و تمـــــــام  

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟مادر گفت : باقالی پلو با ماهیبا خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریمو یه روزی این ماهی ها ما را می خورندچند وقت بعد ..عملیات والفجر 8 ... درون اروند رود گم شد...و مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...

ادامه مطلب  

مادر  

هیس!! یواش تر خوشحالی کنید! شاید کسی مادر نداشته باشه.... این قدر این طلای باارزش رو به رخ نکشید... قدرش رو بدونید...،از کنارش بودن لذت ببرید. دستاشو ببوسید ،ساعت ها نگاش کنید، مادر هدیه نمیخواد ، مادر خودش هدیه است. از دستش ندید ،براش وقت بذارید.... خیلی ها حسرت دوباره شنيدن صداي مادرشونو دارن، فقط یه کم یواش تر..... شاید کسی دلش برای مادرش تنگ شده باشه...
 
روزت مبارک مادر آسمانی من
 

ادامه مطلب  

. . .  

بعضی وقت ها آدم ها با ننوشتن شاعر تر می شوند...مثلا وقتی که مادر می شوند...مادر بودن را نمیشود دید و نوشت و خواند مادر را باید شد...مادر شدن قلم است... شعر است ...نثر است...همین که نمیتوانی در دستش گیری یعنی قلم...همین که نمی رسی بنویسی خودش شعر است و همین که خیلی حرف برای گفتن داری میشود نثر...

ادامه مطلب  

تربیت فرزند (کودکان زیر 2 سال)  

کودک از نوزادی با بوی مادر، صداي مادر و نفس مادر آرامش پیدا می کند و این آرامش باعث می شود کودک احساس امنیت پیدا کند. یعنی مادر هست که به من غذا بده، مادر هست که جای منو تمیز کنه، مادر هست که منو بخوابونه. پس امنیت هم هست. بعضی از مادران از این امر مهم غافل می شوند و کودک برای غذا باید خیلی گریه کند، برای عوض شدن پوشک، باید خیلی گریه کند، برای در آغوش گرفته شدن، باید خیلی گریه کند. برای خوابیدن، باید خیلی گریه کند و مادر تصور می کند که برای آموختن

ادامه مطلب  

به فرشته ترین شاعر زندگیم مادرم که قوت قلب منست.............  

معذرت میخوام فیثاغورس ....چرا که مادر من سخت ترین معادلات است!
معذرت میخوام نیوتن ...چرا که مادر من راز جاذبه است!
معذرت میخوام ادیسون ...چرا که مادر من اولین چراغ زندگی من است!
معذرت میخوام افلاطون ...چرا که این مادر من است که مدینه فاضله قلب من است!
معذرت میخوام رومئو... چرا که همه راه ها به عشق مادر من ختم میشود...!
معذرت میخوام ژولیت ...چرا که مادرم عشق من است !
 

ادامه مطلب  

منو ببخش مادر...  

سلام مادر، منو ببخش، منو ببخش که یه عمر خون جگر خوردی تا من رو پام وایسم ولی ندیدم، منو ببخش که شبها نخوابیدی تا پسرت بخوابه، شیرت رو حلالم کن مادر، چه کاری میتونم انجام بدم که اون روزای شاداب جوانیتو که به پای من سوزوندی برگردونم، هیچی، مادر، منِ نامردو ببخش که تو عاشق من بودی و من عاشق یکی دیگه، تو صادقانه و از ته دل منو دوست داشتی و من ندیدم، منو ببخش مادر که بجای تو عاشق کسی بودم که آخرش خیلی راحت بهم گفت نه، ولی تو هیچوقت بهم نه نگفتی، ببخ

ادامه مطلب  

صدایی آشنا میخواهم که نامم را صدا کند  

صداي باز و بسته شدن در و بعد از آن صداي قدم هایی که به سرعت برداشته میشود و پله ها را طی میکند تا از ساختمان خارج شود . سپس سکوت . دقایقی میگذرد و بعد صداي مرد همسایه که با همسایه ای دیگر احوال پرسی می کند . صداي کودکی که پشت سر هم مادرش صدا میزند و وقتی جوابی نمیگیرد صداي ضربه هایی که با شدت به در کوبیده میشود و بعد صداي فریاد مادر و دوباره سکوت. نه ، سکوت نه ، صداي بوق ماشین ها  ،صداي جاروبرقی همسایه ، صداي چند کلاغ و صداي چکه ی آب نمیگذارند سکوت ب

ادامه مطلب  

مادر  

مادر                                                                                                                   گوهر نایاب دریاهای عالم مادر است                کیمیای عشق واحسان دمادم مادر استباصفا وبا صداقت غمگسار ومهربان         آنکه دردنیا نصیبش گشته است غم مادر است شیره جان می  دهد تاجان بگیری جای او           چشم پوشد ازهمه شادی عالم مادر استتا که باشی شاد وخندان درتمام زندگی        آن که پنهان می کند ازچهره اش

ادامه مطلب  

نماز مثل مادر  

مادر  یا نَنه یا مامان یکی از نسبت‌های خانوادگی است و به والد طبیعی یا اجتماعی مؤنث گفته می‌شود. به دلیل پیچیدگی و تفاوت‌های اجتماعی، فرهنگی، و مذهبی، تعاریف و نقش‌ها، تعریف کلی کلمه مادر متفاوت است.
واژه ننه که به عنوان برابر برای مادر به‌کار می‌رود و معانی دیگری نیز دارد از ریشه هندواروپایی nan به معنی مادر و پرستار است.[۱]
 

ادامه مطلب  

احکام  

محرمیت به سه شکل حاصل میشود که ما در اینجا به دو مورد ان اشاره می کنیم:
الف>نسب:
محارم نسبی یا خویشاوندی برای پسرها و دختر ها:
1.مادر و مادر بزرگ-پدر و پدر بزرگ
2.دختر و دختر فرزند{نوه و نتیجه}پسر و پسر فرزند{نوه و نتیجه}
3.خواهر-برادر
4.خواهر زاده-برادر زاده
5.عمه{عمه خود و عمهدر و مادر}عمو{عموی خود عموی پدر و مادر}
6.خاله{خاله خود و خاله پدر و مادر}دایی{دایی خود و دایی پدر و مادر}
ب>سببی:
افرادی که به سبب ازدواج بر پسرو مردها و دختر محرم میشوند:
1.پسر و دخ

ادامه مطلب  

لالایی های علی اصغر  

لالالابخواب ای جان مادرلالالابخواب ای طفل مادرلالالابخواب ای غنچه ی منلالالابخواب نوردوچشم منلالالابخواب دل بیقرارم لالالابخواب طاقت ندارم لالالابخواب شیری ندارملالالابخواب جانی ندارملالالابخواب آبی ندارملالالابخواب شرم ازنگاهتلالالابخواب مادرفدایتلالالابخواب امشب تومهمانیلالالابخواب فردانمی مانی

ادامه مطلب  

 

غفلت کرده‌ای مادر !پشتِ یک قلبِ عاشقفرزندت آرام آرام می‌‌میردو تو فراموش کردن رابه من نیاموختیمادر !به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی‌ را که دوستم ندارد؟مرا دریاب مادر !خالی‌ِ لحظه‌هایِ من پر از اندوهی ژرف استکه مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر می‌کندمادر !از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده رامن آرام آرام می‌میرم
نیکی‌ فیروزکوهی

ادامه مطلب  

 

غفلت کرده‌ای مادر !
پشتِ یک قلبِ عاشق
فرزندت آرام آرام می‌‌میرد
و تو فراموش کردن را
به من نیاموختی
مادر !
به من بیاموز چگونه دوست نداشته باشم کسی‌ را که دوستم ندارد؟
مرا دریاب مادر !
خالی‌ِ لحظه‌هایِ من پر از اندوهی ژرف است
که مرا به نبودن نزدیک و نزدیک تر می‌کند
مادر !
از ضربانِ قلبِ من بگیر این غمِ کشنده را
من آرام آرام می‌میرم
 
نیکی‌ فیروزکوهی
 

ادامه مطلب  

سالمندان  

سلام اومید وارم حالتون خوب باشه ما بازم حرفمون درباره ی مادر وپدر هستش خب چرا مادر هارو در خانه ی سالمندان میگزاریم از غورغور هاش یا عصاب خورد کن هاش مادر تورو از بچهکی بزرگ کرده اون وقت دستموزد مادر اینه یا دست روش بلند کنی یا این که بکی مادر برو خسته شدم چتون شده این مادر میتونست شمارو از بچهکی بزرگ نکه بده دسته یکی  دیگر خدا گفته در درگاه من با پدر یا مادر قهر کنید او را نمیبخشم قسم یاالتماس کنن نمیبخشم من مادر پدر خوب واست دادم اون وقت جوا

ادامه مطلب  

يه روز مدرسه اي ...  

خونه ی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه گیاه و سبزه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره كنار خونه ی ما همیشه سبزه زاره دشتاش پرازبوی گل اینجا همش بهاره دل وقتی مهربونه شادی میاد می مونه خوشبختی از رو دیوار سر میكشه توخونه خوی مادر بزرگه هزارتا قصه داره خونه ی مادر بزرگه شادی و غصه داره خونه ی مادر بزرگه حرفای تازه داره خونه ی مادر بزگه گیاه و سبزه
فشار زیادی به مغزم میارم جزییات یادم مونده رو می

ادامه مطلب  

هیس! دخترها فریاد نمی زنند...  

دلم برای شیطنت های دخترانه وجودم تنگ شده…دختر بودن شیرین است مثل سیب و سخت است مثل صنوبر.
به خود می بالی که مآمن عشق وآرامشی ، لبخند زیبای خدایی و قدم هایت بوسه گاه فرشتگان. ازنسل کوثری و زاده ی اطهر. دامنت بوی یاس و ریحان می دهد و دست هایت بوی نور…
دختر است، غمخوار مادر و پرستار پدر و همدم برادر. از همان کودکی برای عروسکهایش لالايي می خواند و تمرین مادر بودن می کند. نوازشگر خستگی های پدرانه است و چه خوب می فهمد اندوه پنهان شده در لبخند مصنوعی

ادامه مطلب  

 

مادر شدن راحته .مادر ماندن سخت ٬خیلی سخت!باید تا نگاه کودکت به چشم توست حوصله ات جوش هم نیاید چه رسد به سر رفتن! باید تمام زور و توانت جمع شود و بنشیند روی لبهایت و خط گونه هایت که مدام به روی دردانه ات نقاشی سیب بکشد ٬ یک سیب قرمز!  ....باید حرصهارو هی بخوری هی بخوری که وقتی غذا کم امد با جرات بگی عزیزم من اشتها ندارم این مال تو...مادر که باشی باید آب خواستن نصف شب دردانه ات سحرخیزترت کند حتی بهتر از وقت نماز صبح.مادر که باشی باید بچه باشی !عروسک با

ادامه مطلب  

سالگرد مادر عزیزم.....  

مادر آن نگاه مهربانت.....
صداي گرم و دلنشینت....
لبخند آرام بخشت.....
همیشه مرحمی بود
بر قلبم..
ولی افسوس که تو زود پر کشیدی و رفتی...
یکسال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری کردیم و نا باورانه روزهایمان را به
شبهایمان گره زده ایم و شبهایمان را به امید اینکه هلال ماهگونش را یکبار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم
و به صبح رسانیم....
طنین صداي دلنشینش همچنان در گوش ما ، مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش همیشه در یاد
ماست...... مادرم دوستت د

ادامه مطلب  

سالگرد مادر عزیزم.....  

مادر آن نگاه مهربانت.....
صداي گرم و دلنشینت....
لبخند آرام بخشت.....
همیشه مرحمی بود
بر قلبم..
ولی افسوس که تو زود پر کشیدی و رفتی...
یکسال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری کردیم و نا باورانه روزهایمان را به
شبهایمان گره زده ایم و شبهایمان را به امید اینکه هلال ماهگونش را یکبار دیگر در خواب به نظاره بنشینیم
و به صبح رسانیم....
طنین صداي دلنشینش همچنان در گوش ما ، مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش همیشه در یاد
ماست...... مادرم دوستت د

ادامه مطلب  

داستان تربیتی  

پسرکی دو سیب در دست داشت .
مادرش گفت:یکی از سیب ها را به من میدی ؟
پسرک یک گاز به این سیب زو و گازی به آن سیب !
لبخند روی لبان مادر خشکید ‍!سیمایش داد می زد که چقدر از پسرکش ناامید شده است .اما پسر یکی از سیب های گاز زده را به طرف مادر گرفت و گفت :
بیا مامان!این یکی شیرین تره!!!
مادر خشکش زد و اندیشه ای با ذهن خود کرد .
بیاییم هر قدر هم که با تجربه باشیم قضاوت خود را به تاخیر بیاندازیم و بگذاریم طرف،فرصتی برای توضیح داشته باشد .
 

ادامه مطلب  

❤به افتخار مادر❤  

مادر نابینا كنار تخت پسرش در شفاخانه نشسته بود و مى گریست... فرشته ى فرود آمد و رو به طرف مادر گفت: اى مادر من از جانب خدا آمده ام. رحمت خدا بر آن است كه فقط یكى از آرزو هاى ترا براورده سازد، بگو از خدا چه مى خواهـى؟  مادر رو به فرشته كرد و گفت: از خدا مى خواهم تا پسرم را شِفا دهد. فرشته گفت: پشیمان نمى شوى؟  مادر پاسخ داد: نه! فرشته گفت: اینك پسرت شِفا یافت ولى تو مى توانستى بینایى چشمان خود را از خدا بخواهى... مادر لبخند زد و گفت تو درك نمى كنى!  * سال

ادامه مطلب  

25month 8day  

سلام مادر
اری مادر ، دیگه مامان بودن مد نیست !
چون مامانی نیست ، پس بهتره از واژه ی تکرار نشدنی مادر استفاده کنم!
مادرم دلم برایت تنگ شده بیش از اونچیزی که فکرشو میکنی!
انقدر که دوست دارم زمین و زمان را به هم بدوزم تا تو را دوباره ببینم!
ببویمت ، ببوسمت ، تا اخر اخر دنیا بهت خیره بشم بعدش در اغوشت جان بدهم !
اه جان دهم ! اری در اغوشت جان دهم نه اینکه از نبودت ، جای خایت 
حسرت داشتنت ذره ذره جان دهم!
چه دنیایه کثیفی! دنیایی که مادر نداشته باشد بدون قی

ادامه مطلب  

تکالیف 9/11  

با عرض سلام
با استفاده از آموزش کلمه سازی بند های 3 و 4 هر کدام 5 کلمه با فرزندان کار شود.
دیکته بصورت حسی انجام شود.مادر یک کلمه می گوید گل پسر کف دست مادر کلمه را می نویسد. سپس یک کلمه گل پسر می گوید و مادر کف دست گل پسر می نویسد. پسری باید با حس کردن کلمه ی نوشته شده توسط مادر را صحیح کند. بسیار کار آمد در به ذهن سپردن شکل کلمات .حتما بصورت بازی هر از گاهی انجام شود.
یک مربع شگفت انگیز ، الگو و قرینه خود گل پسر طراحی کند و انجام دهد.

ادامه مطلب  

خخخخ  

صبحی مادری برای بیدار کردن پسرش رفت. مادر: پسرم بلند شو. وقت رفتن به مدرسه است. پسر: اما چرا مامان؟ من نمی خوام برم مدرسه. مادر: دو دلیل به من بگو که نمی خوای بری مدرسه. پسر: یک که همه بچه ها از من بدشون می یاد. دو همه معلم ها از من بدشون می یاد. مادر: اُه خدای من! این که دلیل نمی شه. زود باش تو باید بری به مدرسه. پسر: مامان دو دلیل برام بیار که من باید برم مدرسه؟ *مادر: یک تو الآن پنجاه و دو سالته. دوم اینکه تو مدیر مدرسه هستی.

ادامه مطلب  

nazreh work at beauty salon almas as a secretory until end of year 1395  

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته " تو " صبوری!مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده " تو " دلواپسی!مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه " تو " بیداری!مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن " تو " چروک شد!مادر یعنی بهانه ی در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی " تو " بود!
 

ادامه مطلب  

nazreh work at beauty salon almas as a secretory until end of year 1395  

مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته " تو " صبوری!مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده " تو " دلواپسی!مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه " تو " بیداری!مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن " تو " چروک شد!مادر یعنی بهانه ی در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی " تو " بود!
 

ادامه مطلب  

تنفر از مادر شوهر  

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار
بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست
صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را
بکشد!داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او
شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای
مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصی

ادامه مطلب  

 

خب من خیلی ناراحتم
صبح که از خواب بیدار شدم و یکمآذر ماهو دیدم به این آخرین یکم آذر ماه از زوایای مختلف نگاه کردم و غصه خوردم ..
خواهر محترم کربلا تشریف دارن و از صبح تا ظهر مادر گرامی گوشی ایشون و اعصاب مارا ترکوندن!
خب نمرده مادر من ! انقد شماره نگیر!
مادر است دیگر .............
دیگه حرفم نمیاد ...نمازمو خونه رو جارو کردم ..

ادامه مطلب  

دختر ایرانی با سربند یا اباعبدالله روی سکوی قهرمانی ایستاد  

به گزارش «شیعه نیوز»، "زهرا پوراسماعیل" تکواندوکار ملی‌پوش وزن 68+ کیلوگرم تیم نوجوانان کشورمان با سربند یا اباعبدالله بر روی سکوی قهرمانی جهان ایستاد.تیم ملی تکواندوی دختران نوجوان ایران در رقابت‌های قهرمانی جهان با 2 طلا و 2 برنز به رتبه اول نائل آمد.یازدهمین دوره رقابتهای تکواندو قهرمانی جهان از چهارشنبه گذشته با حضور ۸۰۰ تکواندوکار در کانادا آغاز شده بود.زهرا پوراسماعیل پیش از این هم در مردادماه سال 93 در نخستین دوره رقابت های تکواندو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1