از آخرین باری که اینجا نوشتم دو سال و چند روز میگذره.
دلم تنگ شده. واسه خودم.
واسه اون دختری که سه سال پیش همچین روزایی وارد زندگیش شدم با چند تا کلمه ی ساده. احتمالا زندگیشو خراب کردم..
بجز با دیدن موفقیتش نمیتونم خودمو ببخشم که به خودم اجازه دادم وارد زندگیش بشم.
باز برگشتم به همین جا
مثل سه سال پیش
تنهاي تنها

ادامه مطلب  

برگشتم.....!  

برگشتم بعد از حدود 2 سال.......
این 2 سال خیلی سخت بود .........هم از لحاظ حجم درس ها و استرسی که داشتم.......ولی خدا رو شکر به خیر تمام شد....
نیمسال 2 هستم .....فعلا وقت واسه استراحت و تفریح دارم....
در ضمن از دوستان قدیمی و کنکوری های 96 کسی کمک بخواد در خدمتم.
پ.ن:بیکاری بد دردیه به خدا........
پ.ن:باید یه کم مطالعه کنم  .....بعد کنکور هیچ کار مفیدی انجام ندادم!!! 
 

ادامه مطلب  

Cher  

یه نوار کاست سونی سبز داشتم که روش فقط نوشته شده بود Cher. تمام سال اول توی راه دانشگاه انگار که تو ضبط قدیمی پراید سفید بابل یازده گیر کرده باشه همون پخش می‌شد. اصلا اسم Cher رو که می‌شنوم برام مترادف همت، پل شیخ‌فضل‌الله‌ست.
امروز یهو برگشتم و چند تا آهنگش رو گوش کردم. از همون روزها تا حالا دیگه نرفته بودم سراغش. سرراست انگار برگشتم به هفده سال قبل. عجب.

ادامه مطلب  

376  

میان ستاره ای در مهتاب
برکه آبی و سوز باد دم دمای غروب
کهنه صندلی تنهاي این خیال
که دیده صدهزار عاشق و هست همچنان تنهاي بی خیال
تو نیستی و سایه های دلت آویز بسته بر دلم
تو نیستی و غم گشته نهان ما را غوغا
تو نیستی و هست این صداي آشنا
سوی سوی چراغ ...

ادامه مطلب  

بیخیال اینجا نمیشم  

دوست گلیا سلام برگشتم بنویسم وقتی دلم تنگ میشه برا شما برا مدرسه برا معلما وبلاگ نوشتنم میاد چه قدر دور شدیم از اون جو دوست داشتنیمون شاید دلیل اینکه مینویسم اینه که یک هفته است گوشیم خراب شده برگشتم به زمان نبود تلگرامشاید شما هیچ وقت نبینن این نوشته رو به قول زهرا بپذیرین فسیل شدن این صفحه رو... اما برا من فرق داره اینجا میخوام یادی کنم از هر 34 نفرمون و دلتنگیمو بروز بدم وبرم
دلم برا همتون تنگ شده هم برا فرنگ رفته ها تهران مونده ها تبریز امد

ادامه مطلب  

دیدار دلتنگ  

برگشتم  از این دیدار دلتنگ ...
در راه قابی به وسعت تنهاي ام 
و تنهايی مقدسم را در آن جای دادم و در راس دیوار سپید اتاقم گذاردم 
که هر روز صبح عاشقش شوم 
سلامش کنم 
و هر روز نگاهم را به او تکرار کنم 
او را به همه ی وابستگی هایم ترجیح دهم و به تمام دوستانم ...
و تمامی طاقچه هایی ک در آنها گلدانی گذاشتم و رشدی ندیدم 
شعر را همسایه ی این قاب می کنم
و کتاب را برای خودم هدیه می دهم نه برای ...
هنوز قلبم آنقدر بزرگ نشده ام ک خدایی را عاشق شوم
اما گل سینه ی مان

ادامه مطلب  

دیدار دلتنگ  

برگشتم  از این دیدار دلتنگ ...
در راه قابی به وسعت تنهاي ام 
و تنهايی مقدسم را در آن جای دادم و در راس دیوار سپید اتاقم گذاردم 
که هر روز صبح عاشقش شوم 
سلامش کنم 
و هر روز نگاهم را به او تکرار کنم 
او را به همه ی وابستگی هایم ترجیح دهم و به تمام دوستانم ...
و تمامی طاقچه هایی ک در آنها گلدانی گذاشتم و رشدی ندیدم 
شعر را همسایه ی این قاب می کنم
و کتاب را برای خودم هدیه می دهم نه برای ...
هنوز قلبم آنقدر بزرگ نشده ام ک خدایی را عاشق شوم
اما گل سینه ی مان

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ از خواب برگشتم به تنهایی ازvalayar  

آهنگ فوق العاده احساسی عاشقانه و غمگین از خواب برگشتم به تنهايی ازvalayar+متن آهنگ
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید
 
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنیدحس لایف | آموزش مسائل جنسی زناشویی ,دانلود رمان,دنلود آهنگ,دانلود زیرنویس فارسی فیلم و سریال،عکس

ادامه مطلب  

ازداوج من...(داستان کوتاه)  

چندسال پیش یکروز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه می کردم و تخمه می خوردم. ناگهان پدر و مادر و آبجی بزرگ و خان داداش سرم هوار شدند و فریاد زدند که:« ای عزب! ناقص! بدبخت! بی عرضه! بی مسئولیت! پاشو برو زن بگیر ». رفتم خواستگاری؛ دختر پرسید:« مدرک تحصیلی ات چیست »؟ گفتم:« دیپلم تمام »! گفت:« بی سواد! امل! بی کلاس! ناقص العقل! بی شعور! پاشو برو دانشگاه ». رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم برگشتم؛ رفتم خواستگاری؛ پدر دختر پرسید:« خدمت رفته

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی ممنون حالم خوبه تو خوبی ؟ 
چه خبر  خیلی ممنون که پیام دادی راستش همین روزا میرم تهران معلوم نیست 
نه مشکل دارم نمیتونم برم سر کار اونروز رفتم تا نصف راه برگشتم نمیتونم ولی خیالم راحته که کارم هست
راستش رفته بودم سمت داداشم گلستان بعد از اونجا رفتیم ساحلی خوب یود خوش گذشت با بچه ها 
الان ساعت یک هست تازه برگشتم خونه مستقیم وبلاگو باز کردم دیدم پیام دادی خوندمش خیلی ممنون بازم پیام بده خیلی خوشحال میشم خیلی 
راستش فردا

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی ممنون حالم خوبه تو خوبی ؟ 
چه خبر  خیلی ممنون که پیام دادی راستش همین روزا میرم تهران معلوم نیست 
نه مشکل دارم نمیتونم برم سر کار اونروز رفتم تا نصف راه برگشتم نمیتونم ولی خیالم راحته که کارم هست
راستش رفته بودم سمت داداشم گلستان بعد از اونجا رفتیم ساحلی خوب یود خوش گذشت با بچه ها 
الان ساعت یک هست تازه برگشتم خونه مستقیم وبلاگو باز کردم دیدم پیام دادی خوندمش خیلی ممنون بازم پیام بده خیلی خوشحال میشم خیلی 
راستش فردا

ادامه مطلب  

 

روز چهارشنبه خییییلی خییییلی تو رو دیدم
خییییییلی چهارشنبه رویایی ای بود
میکروبم تموم شده بود تو راهرو منتظر دیدنت بودم
که یهو نا خودآگاه سرمو برگردوندم دیدم از در اصلی وارد شدیو منو دیدی
من خودمو مشغول خوندن پوسترا کردم
دیدم اومدی از کنارم رد شدی نیم دور میدونو زدی
برگشتی تو راه برگشت از همون مسیر نگاهم کردی
ولی من چشممو سمتت نیاوردم
دیدم وایسادی کنار شوفاز هی برمی گشتی نگاهم می کردی 
از گوشه راهرو اونوری آروم آروم حرکت کردمو پوسترارو می

ادامه مطلب  

تصمیم گرفتم از غارم بیام بیرون...  

تصمیم گرفتم شروع به معاشرت با افراد کنم، هفته قبل چهارشنبه تولد یکی از دوستان بود و کلی خوردیم، خندیدیم و رقصیدیم.... شب جنازه رسیدم  خونه و تا وسایلم جمع کردم شد ساعت 2 و 5.5 صبح هم باید میرفتم فرودگاه، تو خواب و بیداری رفتم و ساعت 8.5 رسیدیم گرگان و نیم ساعت منتظر شدم تا دوستم بیاد دنبالم و دو دو روز خوب تو جنگل و هوای خوب روستای زیارت گذروندم و شنبه برگشتم سر خونه و زندگیم... دوشنبه شب رفتم مهمونی که مربوط به یک عده آدم هنری بود و قبل از شروع شدن خ

ادامه مطلب  

 

 
اینكه كسی از من..از من.. از من بخواهد "دعا كن خدا راحتم كنه"، به گفتن نمى آید كه چه آتشى به جانم انداخت
برگشتم گفتم "نه خدا بزرگه" 
بقیه اش روى زبانم نیامد كه " ولی نه اونقدر كه این سرطان نكبتى رو از شكم آب آورده ى تو بیرون بكشه"
 

ادامه مطلب  

 

همون راهی که من رو با خودت بردی همون رو من تک و تنهايی برگشتم صدام کردی تو اما پوچ و مصنوعی  ولی دیدی به این زیبایی برگشتم
 بگی میرم ولی می دونی مثل من  میون ما همیشه فاصله بوده تو هم خوندی مَثَل ها رو که می دونی ضرر را گر بگیری هر زمان سوده
نمی دونم،اگه اینجوری خوش بختی بگی میرم، بگی از زندگیت میرم میرم تا دک کنم  وابستگی  هاتو ولی تا آخرش درگیر درگیرم
تو باشی با کس دیگه، می دونم که برام درگیری از اینجا شروع میشه تا اون روزی که باشی و منم باشم و

ادامه مطلب  

احترام به والدین در زندگی رهبری عزیز :  

بنده اگر در زندگی خود در هر زمینه‎ای توفیقاتی داشته‌ام، وقتی محاسبه می‎کنم،  به نظرم می‎رسد که این توفیقات باید از یک کار نیکی که من به یکی از  والدینم کرده‎‏ام، باشد. مرحوم پدرم در سن پیری، تقریباً بیست و چند سال  قبل از فوتش (که مرد ۷۰ ساله‌ای بود) به بیماری آب چشم، که چشم انسان  نابینا می‌شود، دچار شد. بنده آن وقت در قم بودم؛ تدریجاً در نامه‎هایی که  ایشان برای ما می‎نوشت، این روشن شد که ایشان چشمش درست نمی‌بیند؛ من به  مشهد آمدم و د

ادامه مطلب  

دل نوشته خواهر جهادگر  

بسم اللّه الرّحمٰن الرّحیم
جهادی امسال هم ظاهرا تمام شد.امروز مثل همون روزهای اردو ساعت ۷:۳۰بیدار شدم.صداي مسولین هم كه بچه هارو برای صبحانه بیدارمیكردن شنیدم . دلم برای همهمه های سالن ها تنگ شده.امروز قراره كدوم روستا برم؟ اصن مگه جهادی فقط واسه روستاست؟ حالا كه برگشتم یعنی دیگه جهادی دركار نیست؟ دارم به روزهایی كه تو اردو بودم فكر میكنم.به روزهایی كه تلاش میكردم تاوظیفه مو درست انجام بدم.اگه قرار باشه فقط یكی از تاثیراتی كه تواردو بود و ب

ادامه مطلب  

آش :دی  

بعد از نماز صبح رفتم حلیم بخرم. بابام بفهمه پوست از سرم میکنه... ولی محله ی امنی داریم و جایی که حلیم داره تقریباً سر کوچه س. تازه چاره ای نداشتم! من نرم کی بره؟ خلاصه به قصد حلیم پامو از در بیرون گذاشتم. ولی بیرون فوق العاده بود. هوا یه ذره روشن شده بود و سکوت مطلق بود. خیلی حس آشنایی داشت. یه خرده که فکر کردم یادم اومد اکثر اوقات وقتی میرم مسافرت همین موقع ها میرسم ترمینال. ولی ترمینال خیلی شلوغ پلوغه. اینجا آرومه. آروم بود. تا الان فکر نمیکردم صب

ادامه مطلب  

 

روز شنبه همین هفته
با کاپشن قرمزت جلوی در ورودی نزدیک آموزش
من رد شدمو یه حسی بهم گفت خودتی
یادم اومد نمی دونم کلاس چندیم؟!
برگشتم
مطمئن شدم خودتی!

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی خوبی راستش تازه برگشتم خونه پیش رفیقام بودم 
تا رسیدم وبلاگ رو باز کردم دیدم پیام دادی 
فردا نمیریم

ادامه مطلب  

سلام  

سلام شب بخیر خسته نباشی خوبی راستش تازه برگشتم خونه پیش رفیقام بودم 
تا رسیدم وبلاگ رو باز کردم دیدم پیام دادی 
فردا نمیریم

ادامه مطلب  

بازگشت دراکولا!  

سلام وبلاگ جونم
نمیدونی چقدر دلم برات تنگ شده بوووووووووووووووووووود
اخرین باری که بهت سر زدم  اصلا حال و روز خوبی نداشتم
اما امروز حسابی سر حالمممممممممممممم
برگشتم که دوباره بنویسمت !
این بار پر انگیزه پر شوووووووووووووووووووووووووور و هدفمند
 

ادامه مطلب  

رنگين كمانِ بعد از باران  

 از اتاق یلدا(دختر همسایه) صداي خنده می آمد ، آنقدر بلند بود ك فهمیدم دو نفر بودند ك یكی دیگری را میخنداند .
چراغ اتاقش ك خاموش بود
رفتم تا پیشش باشم و باهم بخندیم
دلم گرفته بود ، چند روزی هوا ابریست و دلم باران میخواهد
در زدم ولی كسی در را باز نكرد
صداي خنده بلندتر شد
داد زدم "یلدا یلدا درو وا كن"
صدا قطع شد
ولی باز كسی نیامد
باز داد زدم "یلدا كجایی منتظرم"
چند دقیقه ای نگذشت ك یلدا آمد
چشمانش پف كرده و مانند یك خط صاف شده

ادامه مطلب  

 

سرماخوردم گلوم درد میکنه،سر درد دارم...
شعله های گاز خوابگاه خودشون کم وزیاد میشن غذاها درشرف سوختگی...
مریم زوفا اورده بود خوردیم(یه نوع دمنوشه)سوتیه من:برگشتم میگم اون لیوان استین داره رو بده(دسته دار)حیثیتم به فنارفت

ادامه مطلب  

امروز....  

امـــــروز را هر کسی زیبا معنا میکرد..
امـــــروز 5\9\95 »» برای بعضیها 9595 روز جالبیست...
اما امـــــروز باز هم من به روز اول برگشتم...
روز شروع همه غصه ها ، شاید روز آخرین امید ها...
امـــــروز ســـــه سال میگذرد از جواب مثبت آزمایش ...
و پر پر شدن همه امیـــد وآزوهای مـن..
 

ادامه مطلب  

پانزده از چهل  

صبح رفتم پیاده روی ولی خیلی زود برگشتم .. سرد بود و کمی بی انگیزه .. بعضی جاها یخ زده بود در مسیر رفت و آمدم . کلی بهانه داشتم تا 1/3 از زمان را کم کنم .
مدیتیشن هم که انجام نمیدهم یعنی حدودن 3یا 4 روز .  
روزهای بدی نیست روزگار بدی هم نیست اما حالم خوش نیست .
باید خودم را جمع و جور کنم این نمی شود ...

ادامه مطلب  

 

چند روزه گوشیت خاموشه خیلی دلم برات تنگ شده اینقد که گاهی فکر خودکشی به سرم میزنه تو این هوای پاییزی با این باد و آسمون ابری  و کلی
دلتنگی و یه دنیا خاطره همه چی دلگیر تر میشه دیشب خاستم گریه کنم نمیشد مزاحم دوروبرم بود الانم که بازم نمیشه
اما چشمام اشک دوونده و قلبم داره از جا کنده میشه دیشب بازم بدون تو با خاطرات تو تموم خیابونهای. شهرتون
رو دور زدو چرخیدم اما تنهاي تنهاي تنهاي تنها.....
خیلی دوستت دارم و این خیلی رو قلبم سنگینی میکن.نیاز شدید

ادامه مطلب  

 

جدیدا بین دوست های باشگاهی ام مد شده که بجای بوسیدن گونه ، لب را میبوسند . ولی تا امروز پیش نیامده بود که با من چنین جسارتی کنند ! امروز وقتی که داشتم لباس عوض میکردم یکی از بچه ها آمد که خداحافظی کند ، من طبق معمول دست دراز کردم ولی او دستم را نادیده گرفت و بغلم کرد تا اینجای کارش هیچ ایرادی نداشت ولی وقتی از من فاصله گرفت یکهو سرش را آورد نزدیک و لبم را بوسید . مثل جوجه ای که شتاب زده به زمین نوک بزند ، به همان اندازه عجول . من همانطور ایستادم و ن

ادامه مطلب  

حادثه تروریستی درعراق  

پنجشنبه شب که ازکلاس برگشتم،تلویزیون که روشن کردم بادیدن یک خبرشوکه شدم،کشته وزخمی شدن بیش ازیکصدزائرامام حسین (ع)درمسیربازگشت به خانه،اونم4روزبعدازاربعین،ازاین تعدادکشته ها40نفرایرانی بودند،داعش مسولیت این حادثه روبرعهده گرفت
دانشجو:علی بهادری پوری
 

ادامه مطلب  

جای خای خلصه...  

امروز پس از سالها برگشتم... 
بعد از سالها فراموشی,  خواستم که گذشته رو فراموش کنم, چشمهامو بستم...تو خلصه زیبایی فرو رفتم... 
آه تقویم تکرار شد
افسوس که مطالبی که الان دارم میخونمشون شبیه روزهای گذشت ست... 
دلم خلصه مجدد میخواد....

ادامه مطلب  

گذشته  

نمیدونم چرا دلم لک زده برای گذشته !
گوشی موبایل دکمه ای مو با هزار مکافات دوباره پیدا کردم و سیمکارت روش گذاشتم.آهنگا ،عکسا همه چیز به شکل دیوانه واری برام نوستالژیکه.
حتی برگشتم به فیس بوک که یه سالی هست که دیگه هیج کس بهش سر نمیزنه!
نمیدونم چمه!خوبه یا بد ولی دلم تنگ گذشتست و تشنه ی خاطره...

ادامه مطلب  

 

این چند روزی خیلی هوا سرد بود
من که از جاده های کوهستانی باید می رفتم دانشگاه
بعد از من جاده بسته شد
دو تا ازهمکلاسیام تو برف موندن
و توسط نیروهای امدادی نجات پیدا کردن
توی تلگرام پیام داده بودن الان واسمون کنسرو لوبیا آوردن
.........
امروزم برگشتم
شهرمام که بدتر بود
کلا در حال یخیدن هستند همه
 

ادامه مطلب  

جانم رسیده بر لب  

خدایا یه کاری کن خوابم ببره. از بیخوابی دیگه کلافه شده ام یه طورهایی.
روز زشتی بود امروز هوا ابری و گرفته بود دله منم پوکید. اسمان ابری بدون بارون خیلی حال غریبی داره. غربت دلش تا مغز استخونه احساس ادمو می سوزانه. از دفتر کارم زدم بیرون رفتم ناهار با اینکه سیر سیر بودم برگشتم اما این بیقراری جانکاه مگه راحتم گذاشت؟ نه نگذاشت . زودتر از کار برگشتم خونه ولی بیفایده بود. خدایا عمر و نفس و زندگی آدم رو توی دست دشمنانش قرار نده. خدایا خودت مراقب دلها

ادامه مطلب  

مرا از تو گریز نباشد  

 
دیروز در حرم حضرت معصومه س -توی وقت اضافه ای که به خودم دادم-* یقین کردم که مرا از تو گریزی نیست.
 
*-بعد از اینکه ظهر سوار تاکسی شدم  برم ترمینال که برگردم، قبل از حرکت پیاده شدم راننده گفت بیا کرایه ش 6 تومنه تو 4 بده، گفتم نه الان نمیرم، برگشتم توی حرم . یه چیزی کم بود .

ادامه مطلب  

تو مثل من رویاتو میبافی  

از همین تریبون اعلام میکنم ک اینجانب خودمو با این آهنگه از خواب برگشتم به تنهايی. ...خفه کردم
همین الان برای بار 1000 ام پلی شد :/
تو مثل من رویاتو میبافی. . با دست من موهاتو میبافی. ....خورشیدو با چشمات روشن کن. ....یکبار ماهو
قسمت من کن....

ادامه مطلب  

سلام به همه دوستای قدیمی  

سلام به همه دوستای گلم 
امیدوارم همهگی خوب و سالم باشین و ایام به کامتون باشه و در سایه خدا همگی موفق باشین 
من برگشتم به امید خدا که باشم دیگه از این به بعد
پس مثل قدیما بهم سر بزنین و نظراتتونو بگین و منم بتونم از مطالب ارزشمند و قشنگتون استفاده کنم
یا علی ( ع ) 
 

ادامه مطلب  

خواب عجیب  

راستش تو ابن مدت از نوشته قبلی تا الان دومین باره خوابتو می بینم 
از خواب قبلی که تقریبا هیچی یادم نیس فقط یادمه موز میخوردیم 
اما این دفعه اولین بارم بود خواب به این عحیبی میدیدم خواب دیدم 
کشتمت اره کشتمت دقیق یادم نیست ی دعوا بود خوب تو جثه  ات بزرگتر از منه یادمه خیلی زدمت خیلی و تو کاری نمیکردی  و تو مردی و من فرار کردم به ی روستا با جای دور اما میدونستم اعدامم میکنن برگشتم همه جا پلیس بود و من رو دستگیر کردن هر چند میدونستم  و خودم برگشت

ادامه مطلب  

سلام شنبه  

بعد از یک جمعه. طولانی سلام شنبه چطوری عزیزم?
نه جکو ندیدم.
دیروز وفا را دیدم.
اون صحنه ای که وفا رفت و ژوبین گفت
اگه فقط بگی دوستم نداری برای همیشه میرم
اونجا من از حال رفتم.
با آب قند برگشتم.
 
 
بعدم شال قرمز روی شونه مهسا ملک مرزبان توی برنامه هنرنامه.....
عجب ساختار شکنی کرد.... خیلی خوشم اومد

ادامه مطلب  

سلاااااممممم من برگشتم !!!  

 
سلااااااامممممم بروبچ دوستای گلم
احوال شما چَطورین خوبین خوشین
خب خب من برگشتم با پست های جدید و خوشگلم این تابستونو هم در خدمتتون هستیم !
خب خب نظر یادتون نره !فعلا @@@ 
 
 
 
 اینم یه عکس دسته جمعی از بازیگرای معروف کره ایمون
دوس داشتین لایک کنین

ادامه مطلب  

شهر بی رمق  

سلام
برای شعری که میگذارم توضیحی دارم. چندسال اصفهان بودم و بعد برای چندماه برگشتم کرمانشاه.
 تاب نیاوردم و دوباره راهی اصفهان شدم. این دو بیت  حال و هوای من بود برای روزهایی که در کرمانشاه سپری کردم
 
پوچ است پوچ  تاب و تب ات شهر بی رمق!
بانگی است شوم بر دو لبت شهر بی رمق!
 
پیشینه ات تباهی و آینده ات تباه
نفرین به روزها و شبت شهر بی رمق!
 

ادامه مطلب  

 

سلام
برای شعری که میگذارم توضیحی دارم. چندسال اصفهان بودم و بعد برای چندماه برگشتم کرمانشاه.
 تاب نیاوردم و دوباره راهی اصفهان شدم. این دو بیت  حال و هوای من بود برای روزهایی که در کرمانشاه سپری کردم
 
پوچ است پوچ  تاب و تب ات شهر بی رمق!
بانگی است شوم بر دو لبت شهر بی رمق!
 
پیشینه ات تباهی و آینده ات تباه
نفرین به روزها و شبت شهر بی رمق!
 

ادامه مطلب  

روزخوش...  

امروز روز خیلی خوبی برام بود مدرسه که عالییییییییییییییی بود بعد ازاونم که برگشتم خونه خوب درس خوندم فکر میکنم دوباره رو غلتک افتادمممممممممممممممممم انشاالله  البته بگمااااااااااااااا بدون کمک خدا هیچم هیچ ولی میدونم بهم کمک میکنه چون میدونه چقدر دوسش دارم  الان میرم شیمی بخش استوکیومتری که مانع از رسیدن منم به هدفم میشرو داغون کنم خدا جون کمکم کن تا تو این جنگ پیروز شم                                                       

ادامه مطلب  

چهل ویژگی جوان مسلمان و انقلابی شماره30  

 
نسبت به بیت المال مسلمین حساسیت دارد
 
جوان مسلمان و انقلابی،هرگز بهره برداری نامشروع از بیت المال را چه برای خود و دوستانش،و چه برای دیگران،برنمی تابد. از منظر او،بیت المال متعلق به عموم مردم است و تصرف ناحق در آن،در هر حدّ و اندازه ای،هیچ گونه توجیه شرعی و قانونی ندارد. از نظر جوان مسلمان و انقلابی،این فقط دزدی و سهم خواهی ناعادلانه از بیت المال نیست که قبیح و غیرقابل تحمل است،بلکه استفاده نادرست از بیت المال و تضییع اموال عمومی،

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1